تشکر
پیشنهادی برای بهترکردن وبلاگ خودتان داریدمیتوانید درقسمت نظرات ارائه
دهید.همچنان منتظرنظرات سازنده ی شماهستیم.
پیشنهادی برای بهترکردن وبلاگ خودتان داریدمیتوانید درقسمت نظرات ارائه
دهید.همچنان منتظرنظرات سازنده ی شماهستیم.
لطفا اینستاگرام ما رو دنبال کنید تا ازدیدن کلیپ های متفاوت لذت ببریدو در صورت امکان اشتراک گذاری،کنید
چ
https://t.me/zilanshirvan1
آیدی تلگرام

لباس هر قوم و ملتی بخشی از فرهنگ و هویت آن مردم است. لباس زنان و مردان کورد خراسان در بلندای تاریخ توانسته است به زیبایی شکوه فرهنگ این مردم را در کنار سایر اقوام ایران عزیز به زیبایی حفظ کند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری ولات کرمانج؛ لباس هر قوم و ملتی بخشی از فرهنگ و هویت آن مردم است. لباس زنان و مردان کورد خراسان در بلندای تاریخ توانسته است به زیبایی شکوه فرهنگ این مردم را در کنار سایر اقوام ایران عزیز به زیبایی حفظ کند. لباس سنتی کردهای شمال خراسان در بین مردان معمولا شامل کلاه، دستمال دور گردن، پیراهن، شلوار گشاد کردی،شال کمر، پای تابه، جوراب کردی و کفش چاروق است. در این میان پیراهن کردی که برخی هنرمندان ما از جمله برخی گروه های حرکات موزون، اهالی موسیقی و هنرمندان در این سالیان بر تن کرده اند نه تنها هیچ شباهتی با پیراهن سه دکمه ای کردهای خراسان ندارد بلکه با پیرایه بستن بر این پیراهن ها و استفاده از برخی تزئینات پوشاک زنان در دور یقه و روی پیراهن، عملا این لباس را به لباس بانوان نزدیکتر کرده است چیزی که در لباس هیچ قوم و مردمی مشاهده نمی شود.
خانم ناهید امیدی در کتاب ارزشمند«دیده و دل و دست» که پژوهشی در پوشاک و هنرهای سنتی خراسان است در توصیف پیراهن کردی مردان در خراسان می نویسد:« قد پیراهن تا بالای رانها می رسید و آستین های راسته و بلندی داشت با یقه گرد وساده که از زیرگردن یا سرشانه با دو یا سه دکمه بسته می شد.» که امروز این پیراهن های اصیل و بی پیرایه را کمتر بر تن هنرمندان کرد خراسان می بینیم.
ظاهرا برخی تن پوش دوزان کرد دیار ما، از سر ناآگاهی یا برای تنوع بخشی به تولیدات شان به این شیوه و این بدعت بی دلیل روی آورده اند که جایگاه پیراهن مردانه هنرمندان را در نگاه مردم کوچه و بازار به شدت تنزل داده است و سوگمندانه باید گفت خیلی از هنرمندان با همین پیراهن های دوردوزی شده رنگارنگ که بی شباهت با لباس های بانوان نیست در مراسم های عمومی حضور می یابند یا در برخی شبکه تلویزیونی داخلی حضور پیدا می کنند که این نوع پوشش و این نوع پوشاک می تواند به مرور زمان نقش الگویی داشته باشد و به عنوان لباس معیار شناخته شود که این نوع پوشش، ضربه بزرگی به پوشاک اصیل مردان کرد خراسان وارد می کند.
از آنجا که لباس این مردم بخشی از هویت این مردم است و دارای حرمت و جایگاه بالایی است زیبنده نیست برخی افراد با برتن کردن این پیراهن های نیمه مردانه اسباب تمسخر مردم شان شوند و از سویی پوشاک دوزان کرمانج هم باید توجیه شوند که مرز بین لباس زنان و مردان را حفظ کنند و این در هم آمیختگی و آشفتگی ایجادشده در این سالیان را به عنوان تنوع در پوشش توجیه نکنند.
امید است کار به دستان فرهنگی، اصحاب رسانه و به ویژه فرهنگ دوستان کرد خراسان با روشنگری و پای پیش نهادن در این زمینه اجازه ندهند لباس سنتی مردم ما این گونه به سمت قهقرا پیش رود و در بین دیگر اقوام ایران عزیز، این لباس اصیل و سنتی که باید نماد هویت و فرهنگ مردم ما باشد به اسباب استهزاء تبدیل شود.
نویسنده : اسماعیل حسین پور
www.valat.ir
مراسم عروسی کرمانجی در لایین کلات نادری هنوز به صورت سنتی برگزار می شود و اصالت خود را حفظ نموده و مورد توجه افراد بسیاری قرار گرفته و می گیرد. از نکات جالب در این عروسیها حضور زنان و دختران با لباسهای رنگارنگ و زیبای محلی و در عین حال پوشیده است که چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری ولات کرمانج؛ مراسم عروسی کرمانجی در لایین کلات نادری هنوز به صورت سنتی برگزار می شود و اصالت خود را حفظ نموده و مورد توجه افراد بسیاری قرار گرفته و می گیرد. از نکات جالب در این عروسیها حضور زنان و دختران با لباسهای رنگارنگ و زیبای محلی و در عین حال پوشیده است که چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند. بردن عروس به خانه بخت ( خانه داماد) با اسب و مادیان از جمله رسومات قدیمی و کهن این دیار می باشد که همچنان پابرجا می باشد.
کرمانج های کلات نادری عموما از ایلهای زیدانلو و صوفیانلو هستند و لباس و پوشش سنتی مردان و زنان آنجا با سایر شهرها مثل قوچان و شیروان تفاوت های عمده ای دارد.
پوشش و لباس محلی کردهای منطقه ی لایین و کلات شبیه لباس اقوام ترکمن بوده و کاملا متفاوت از لباس سایر کردهای خراسان (قوچان، شیروان، چناران و … ) است. علت این امر می تواند نزدیکی این منطقه به مناطق ترکمن نشین آن سوی مرز و طبعا تاثیر آن در طول تاریخ حضور کردها و همچنین وجود حصاری به نام هزارمسجد (رشته کوه هزارمسجد که بین قوچان، چناران و مشهد از یک طرف و کلات و لایین و درگز از طرف دیگر قرار دارد) باشد که بین آنها و سایر کردهای خراسان فاصله انداخته است.
زنان کلات نادری لباسهای ابریشمی میپوشند، ابریشمهای قرمز رنگ. لباسهایی که حرفهای بسیاری برای گفتن دارند و جشنهای باشکوهی میسازند. دختران کرمانجی شالهای تک رنگ مشکی میپوشند، شلوارهای بنفش که ساق پاهای رنگی دارند.
متاهلها شال قرمز و مشکی با هم بر سر میکنند و نوعروسان یک چادر شب زرد یا سبز بر سر میاندازند. زنان مسن اما لباسهای تیره تر، کت کوتاه و لباسهای ساده بر تن میکنند.
شهرستان کلات نادری از شهرستانهای استان خراسان رضوی میباشد. مرکز این شهرستان شهر کلات است و شهر زو دیگر شهر آن است. در سال ۱۳۸۵، این شهرستان تعداد ۴۰٬۶۶۷ نفر جمعیت داشتهاست. بیشتر جمعیت این شهر را كردها و اقلیتی از ترکها تشکیل می دهند.
تصاویر مراسم عروسی سنتی کرمانج ها در کلات نادری












عکاس : رسول عزیزی
منبع:
www.valat.ir
آیین نوروز در بین کرمانج های خراسان در گذشته از یک ماه مانده به نوروز شروع میشد. کردهای خراسان با آداب خاص ، خود را برای برپایی هر چه باشکوهتر مراسم نوروز آماده میکردند ، ولی تغییرات تدریجی باعث شده تا خیلی از این آداب و سنن در معرض فراموشی باشد.

به نظر میرسد ،ورود فناوری و عناصری از مدرنیته به روستاها، بسیاری از مرزها و ساختارهای کهن شکسته شده است. بخشی از این آداب و آئیینها که در گذشته معمول بوده عبارتند از :
۱- هفده مال
۲- سبزی
۳- خانه تکانی
۴- دانو پزی
۵- آخرین چهارشنبه سال
۶- سفره نوروزی
۷- روزنوروز
۱-هفده مال:
۱۷ روز مانده به عید باستانی نوروز هر یک از اعضای خانواده برای خود تکهسنگی کوچک را انتخاب میکنند و آن را درنقطهای روی زمین قرار داده، بعد از اینکه سال جدید رسید هر کس به سراغ سنگش میرود. اگر در زیر سنگها سبزه روئیده باشد، نشان از سالی پرباران و پر از خیر و برکت خواهد بود. چنانچه زیر سنگ خشک و بدون رویش گیاهی باشد نشان از سالی سخت همراه با خشکسالی خواهد بود.
۲-سبزی:
معمولاً دو هفته مانده به سال نو، هر خانوادهای شروع به گذاشتن سبزه میکنند. بدین صورت که مقداری گندم یا جو را در ظرفی گذاشته و مرتب آن را مرطوب نگه میدارند. پس از چند روز سبزهها جوانه میزنند و به مرور تبدیل به سبزی سفره عید میشوند. از دیگر کاربردهای جوانه سبزه در ایام نوروز، سمنو پزان میباشد. سمنو به همراه سبزی بخشی از سینهای سفره نوروزی کرمانجهای شمال خراسان را تشکیل میدهند.
۳-خانه تکانی:
معمولاً یک هفته مانده به عید نوروز مراسم خانه تکانی انجام میشود. کرمانجها اعتقاد دارند همراه با ورود نوروز تمیز کردن خانه و بیرون آوردن فرشها و سایر لوازم پاکی و طراوت به منازلشان بیاورند. زنان با همکاری همسایهها کلیه وسایل زندگی را از خانه بیرون آورده و در معرض نور خورشید قرار میدهند تا آفتاب به آنها بتابد و کهنگی از آنها دور شود.
۴-دانو پزی:
تقریباً دو هفته مانده به عید نوروز در شبی خاص مردم کرمانج اقدام به پخت غذایی به نام «دانو» میکنند. محتویات این غذا که عبارت است از گندم، نخود، عدس و ادویه میباشد. پس از آماده شدن دانو مهرهای آبی رنگ را داخل ظرف دانو میاندازند. آنگاه مادر خانواده با قاشقی بزرگ غذا را به نام هریک از اعضای خانواده بر میدارد. از کوچکترین فرد خانواده شروع میکند به اسم بردن، مهره به نام هر کسی که درآید آن سال به نام آن فرد خواهد بود. اگر فرد مورد نظر دارای خصوصیات اخلاقی خوب باشد سال خوب و پربرکتی در انتظارشان خواهد بود.
۵-آخرین چهارشنبه سال:
چنین رسم است که چهارشنبه شب مردم کرمانج ابتدا به دیدار اهل قبور میروند وضمن قرائت قرآن برای مردگانش، طلب آمرزش میکنند. همچنین مردم دراین روزحمام میروند وخودرابرای مراسم شب آخرین چهارشنبه سال، آماده میکنند. در این شب، هرچند خانواده باهم قرآنها رابرروی سهپایههایی به اندازه قد انسان میگذارند ودرموقع اذان مغرب با بوسیدن کتاب خدا از زیر سهپایه عبورمی کنند. این عمل راسه مرتبه انجام میدهند، درواقع این کار دور اندازی پلیدیها، تجدید بیعت باقرآن کریم و شروع سال نو در پناه قران میباشد تادرسال نو طروات و پاکی به آنها هدیه کند. ازدیگرمراسم این شب، عدهای پس ازنیت خانههایی که درب آنها به طرف قبله است را انتخاب میکنند، شب به کناردرب این خانه هارفته وبدون اینکه صاحبخانه متوجه شود، به صحبتهای آنهاگوش میدهند. اگردرخانواده صحبت ازنیکی وکارهای خوب باشد، بر این باورند که نیت فردگوش دهنده برآورده میشود.
۶-سفره نوروزی:
این سفره عبارت است ازسفرهای پارچهای که توسط زنان کرمانج بافته میشود ودارای نقش ونگارها وظرافتهای خاصی است. برروی این سفره نوروزی (قرآن، آب، سیر، سمنو، سیب، سکه، سبزی، شیرینی و…) میچینند. این سفره معمولاً دراتاق پذیرایی توسط دختران جوان چیده میشود. همزمان با سال تحویل تمام اعضای خانواده دورتا دور این سفره مینشینند و سال نو با خوبی و صمیمیت شروع میکنند.
۷-روز نوروز:
دراین روزهمه شادوخوشحالند، کوچکترها لباس نومی پوشند، بزرگترها، به دیداریکدیگر میروند وبه کوچکترها عیدی میدهند. همه سال نورا تبریک میگویند. همچنین دراین روز مردم به دیدارخانوادههایی میروند که عضوی از خانوادهشان از بین رفته باشد، به آنها تسلیت گفته وآرزوی سالی خوب رابرای آنان دارند. همچنین در ایام نوروز، خانوادههایی که نوعروس دارند، برای عروسشان هدیهای تهیه کرده وطی مراسم خاصی آن رابه خانواده عروس میبرند. امادرشب نوروز، نوجوانان هم بیکارنمانده وریسمانی راتهیه میکنند و دستمالی رابه سرآن گره زده، خود را به روی بام خانه همسایهها میرسانند. در خانههای قدیمی معمولاً سوراخی بر روی پشت بام تعبیه میشد که محل عبور دود اجاق بود. ریسمان از سوراخ بخاری یا اجاق به داخل خانه میاندازند، صاحب خانه هم شیرینی برایشان میگذارد. ازدیگرتفریحات مردمان کرمانج اجرای ورزش کشتی چوخه است که درایام نوروز انجام میشود. کشتی چوخه، که خاص شمال خراسان است ازجذابیت خاصی برخورداراست که نوجوانان وجوانان درایام نوروزی با اجرای این منش پهلوانی به ورزش میپردازند.
منابع:
http://valat.ir/category/%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/
چرایی تغییر و تحول لباس کرمانجی خراسان در چیست ؟ چرا رقص کردهای خراسان با دیگر مناطق کردستان تفاوت دارد؟

چرایی تغییر و تحول لباس کرمانجی خراسان در چیست ؟ چرا رقص کردهای خراسان با دیگر مناطق کردستان تفاوت دارد؟
لباس کرمانجی :
تغییر و تحول لباس به علت شرایط اقلیمی و نوع خاص زندگی کردها یعنی چادرنشینی و سردی و گرمی هوا، اشکال گوناگون را به خود گرفته و از رنگهای شاد و روشن و دل انگیز متأثر از طبیعت بوده است.
فرهنگ کردهای خراسان، مثل آبی در حال حرکت و پرش و خیزش است و در طول تاریخ با بهره گیری از مللی که با آن مواجه بوده و از مرزهای روم گرفته تا ارمنستان و گرجستان و قفقاز و آذربایجان است و خراسان و هندوستان ، از زیباییهای هر ملتی بهره گیری نموده و بر غنای خویش افزوده است. در حالی که موسیقی و هنر کردهای غرب، فاقد این ویژگیها بوده است. صدها آهنگ در موسیقی کرمانجی خراسان وجود دارد که هر کدام، فلسفه مخصوص به خود دارند که در کتاب تاریخ موسیقی ایران به آن پرداخته اند.
رقص های کردی :
در اکثر مناطق کوردی در ایران شهرهای: خلخال- ارومیه – صومای برادوست – سلماس – خوی –ماکو- چالدران و بازرگان (به جز خراسان) همانند کوردی جنوبی و مرکزی به صورت حلقه و دست تو دست هم میرقصند و معمولاً بهترین رقصنده (زن یا مرد) نقش رهبری گروه سرچوپیکِش (سهچۆپیکێش) را به عهده میگیرد و اولین نفر حلقه رقصندگان است.
او با انجام ماهرانه حرکات نمایشی توسط دستمالی که در دست راست خود دارد و نیز به کمک اصواتی هیجان انگیز و گاهی با کلام ضمن افزودن بر هیجان رقصندگان مسئولیت تنظیم سرعت و ریتم حرکت گروه را بر عهده میگیرد. قرار گرفتن در این نقش جذابیت فراوانی دارد و رقصنده را در موقعیت بهتری نسبت به مابقی گروه قرار میدهد. سرچوپیکش گاهی برای ایجاد نشاط بیشتر میتواند از حلقه رقص جدا شده و با توجه به تبحر خویش حرکات نمایشی فردی نیز انجام دهد. بقیه گروه در حالیکه دست هایشان رو به زمین و در امتداد دو پهلویشان قرار دارد پنجه در پنجه رقصندگان مجاور ایجاد حلقهای پیوسته میکنند.
مطلوبترین حالت قرار گرفتن رقصندگان بصورت (گندم و جو) یا به عبارتی یک زن و یک مرد بصورت یک در میان است. گاوانی آخرین رقصنده گروه است که هرچند نقش زیادی در ایجاد ریتم و نشاط رقص دارد اما کمتر کسی راغب به قرار گرفتن در این نقش است.
رقصهای محلی در شمال خراسان: کردهای کرمانج خراسان مثل کردان کردستان دستها را به یکدیگر گره نمیکنند یا بر شانهٔ هم نمیگذارند بلکه هر بازیگر حرکات مشترک گروهی را به تنهایی معروف است به همراه «گل و غنچه» اجرا میکند. جمع و باز شدن دایره که به چرخشهای نیم دایرهای و پیچش مچ و دست زیبایی و شکوه خاصی به بازیها میبخشد.

چرایی تفاوت رقص کرمانجی :
وقتی یک شاخصه ی فولکلوریک و فرهنگی از کُردهای خراسان را با «کُردستان» مقایسه می کنیم ابتدا مشخص کنیم کجای کُردستان منظور است و کُردستان در ذهن آنها کدام مناطق را در بر می گیرد؟ آیا می توان شاخصه های فرهنگی و فولکلوریک کُردهای خراسان را مثلا با کُردستان ایران همانند مریوان و سنندج مقایسه کرد و دنبال شباهت ها بود؟ اصولا این مقایسه کامل است؟ منشاء و محل زندگی کُردها قبل از مهاجرت به خراسان کدام مناطق بوده اند؟
چیزی که مشخص است کُردهای خراسان “کرمانج ها” که شاخصه ی زبانی و هویتی خود را حفظ کرده اند عمدتا از اواسط قرن پانزدهم تا اوایل قرن شانزدهم از مناطق شرقی آناتولی (شرق کشور کنونی ترکیه) به سوی شرق و نهایتا خراسان کوچ نموده اند. عمدتا مناطقی مانند درسیم، البستان، ارض روم، مرعش، سمسور و … که حیطه ی زندگی و کوچندگی آنها در آن تا مناطق مختلف مثل کوبانی و غیره نیز گسترده بوده است. این را با مقایسه های زبانی، فرهنگ و فولکلور می توان متوجه شد. البته ذکر این نکته هم ضروری است که نباید حیطه ی زندگی تمام طوایفی که به سوی خراسان کوچ کردند در آن زمان را فقط محدود به این مناطق کرد، بلکه پراکندگی آنها خیلی بیشتر از این محدوده است.
آنچه از شواهد تاریخی بر می آید یکی از دلایل عمده ی کوچ عقیده و باور آنها یعنی «آئین علویت» بوده است. به دلیل اینکه حکومت عثمانی به شدت مخالف علویان(شیعه علوی) بود و از سویی حکومتی شیعی مذهب و نزدیک به باورهای علویان در ایران بزرگ آن زمان شکل گرفته بود. ضمن اینکه علویت هم در بین کُردها، هم ترک ها و هم اعراب رایج بوده و هست و حداقل در ترکیه ی امروزی شمار علویان ترک بیشتر از کُردهاست. اما علویان آئین های مذهبی و مراسم خاص خود را دارند که مثال بارز آنها رقص «سماع» در محلی به نام «جَم خانه» است. این رقص ها را می توان نوعی عبادت از سوی علویان محسوب کرد.
رقص یکی از بارزترین ویژگی های جامعه ی کُردها در هر منطقه و با هر گویشی است. کُردهای خراسان نیز از این ویژگی استثناء نیستند و نیازی به توضیح نیست که این موضوع چه جایگاهی در میان آنها دارد. البته نباید معنی رقص در میان کُردها و به همین ترتیب اقوام مختلف در منطقه شمال خراسان با رقاصی اشتباه گرفت. رقص یا «لیستک = بازی» یک آئین جمعی و پسندیده است.

در این جا این سوال مطرح می شود که آیا می شود تصور کرد چنین موضوع مهمی در اثر یک جابجایی جغرافیایی آن هم در آن جمعیت عظیم ۵۰ الی ۷۰ هزار خانواری ذکر شده در تاریخ به راحتی از بین برود؟
چطور ممکن است وقتی زبان به این گستردگی، این همه ضرب المثل و کنایه و تشبیه و موضوعات ادبی و … نفرین و دعا و … همچنین آداب و رسوم و شیوه ی زندگی و عروسی و … همگی حفظ شده اند، آن وقت رقص به فراموشی سپرده شود؟
پس اگر کُردهای خراسان رقص ویژه ی خود را داشته اند – که قطعا چنین بوده است – آن رقص چه شد و کجا رفت؟ آیا این نماد زیبا و مهم جامعه ی کُردی به این راحتی از بین رفت؟
کسی که رقص های سماع در جم خانه را دیده است متوجه می شود که چه اندازه نزدیکی و شباهت با رقص کُردها در خراسان – رقص کُرمانجی – دارد. هم چنین در برخی مناطق همانند ماردین همان کمانچه ای نواخته می شود که در بین کُردهای خراسان رایج است.
منبع: با تلخیص از نوشته برات قوی اندام
www.valat.ir














در مراسم جشن و سرور، کرمانج ها رقص های متنوعی دارند که یکی از دیگری زیباتر و شادترند و سه گونه اند :
1. بازی های دوری و زنجیره ای بازی های قرسه ای از کهن ترین رقص های دسته ای دوری کرمانجی ست. این بازی ها بدین لحاظ که شامل یک دور رقصی اند با رقص های کردی همانندی دارند. دورِ رقصی شامل بازیهای قرسه ای که در ابتدای آن ممکن است مقام های رقصیِ دیگری اجرا شوند که در میان ادوار رقصی قرسه ای سنت شده اند. رقص های منفرد که به همراه رقص های قرسه ای اجرا می شوند، به لحاظ ریتمیک و ملودیک با می گویند « رقصه » همدیگر تناسب و ارتباط دارند. قرسه را برخی با قلب حروف ) روایت حشمت سعادتی و عاشیق شیر محمد قره خانی از ظلم آباد( ترتیب عمودی رقص های قرسه ای از یک تا دوازده قرسه است.
یک قَرسِه :
یک قرسه یعنی یک بار انگشتان دست را به هم نزدیک کردن یا زدن است.
دو قَرسِه
دو بار دست زدن است که به قرص حنایی تربت جام (شرق خراسان) می ماند و حنا کردن دست را به نمایش می گذارد. دو قرصه تندتر از یک قرسه است و حرکات پای آن مانند رقص یک قرسه است.
بعد از دو قرسه، مقام رقصی با نام هله هله (دست دست) ممکن است نواخته شود )حشمت سعادتی, عاشیق محمدقربان قره خانی، شیرمحمد قره خانی، محمدکریم باقری از ظلم آباد) که تنوعی در حرکات دستی رقص های قرسه ای ایجاد می کند.
در این رقص دست ها باز می مانند و از ساعد و مچ پیچ می خورند و به یکدیگر
نزدیک نمی شوند. بعد از هله هله رقص های منفرد دیگری ممکن است اجرا شوند.
انارکی
از رقص های منفرد است که در میان بازی های قرسه ای می آید. برخی از کرمانج ها به آن حاجی نارنجی نیز می گویند. حرکات رقص انارکی به حرکات بازی دو قرسه می ماند.
سه قَرسِه
شامل سه ضربه ی دست یا اشاره انگشت ها به کف دست یا بشکن است. به این رقص بشکن بشکن نیز می گویند و سه چکه ی تربت جامی ها همین ملودی را دارد.
بجنوردی
بجنوری به رقص کرمانج های بجنورد اطلق می شود و احتمالً ملودی آن با وزن مقام سه قرسه ای هماهنگ است و کرمانج های سایر نقاط نیز آن را اجرا می کنند.
شلنگی
رقصی شاد و با حرکات متنوع از منطقه ی جوین است که در آن رقصندگان با چند قدم به یک سو می روند و سپس برمی گردند و با یک پا به درون دایره ی رقصی ضربه می زنند و با بشکن های متوالی بر شکوه رقص می افزایند.
چپ و راسته
مشخصه ی آن حرکت عکس بدن و پای بازیگران نسبت به یکدیگر است که بصورت لی لی اجرا می شوند و زیبایی خاصی به رقص های قرسه ای می بخشد و آن را از گل و )یک نواختی بیرون می آورد. حرکتی در میان این رقص ها انجام می گیرد که نام دارد و رقصندگان با یک پای چرخشی و پایی که محور شده به داخل دایره (غنچه و خارج آن در جا گردش می کنند و غنچه ی گلی را که باز می شود به نمایش می گذارند.
پنج قَرسِه
پنج ضربه شامل پنج ضربه ی دست است که دو تای آن ها مجزا از سه ضربه ی دیگر زده می شود. پنج قرسه میان همه ی کرمانج ها رایج نیست و ظلم آبادی ها آن را به یاد دارند.
شش قَرسِه
دارای شش ضربه است که سه ضربه ی (چرتکَه) آن با چرخش به سمت راست و سه ضربه با چرخش به طرف چپ به وسیله ی دست ها اجرا می شود و بدن کمی به طرفین خم می شود.
دوازده قَرسِه
شامل دوازده ضربه یا دو شش قرسه است و شش ضربه ی آن در سمت چپ و شش ضربه ی آن در سمت راست با دست ها اجرا می شود.
2. سایر رقص های کرُمانجی
بازی های دیگری در میان کرمانج ها رایج اند که در شهرهای کرمانج نشین مثل بجنورد و قوچان همه ی آن ها را اجرا نمی کنند. این بازی ها به مرکز مهم موسیقی کرمانجی یعنی روستای برهوت ظلم آباد (نزدیکی بستان آبادِ سبزوار, فاقد آب و برق تا سال 75 ) متعلق است که از تأثیر موسیقی های دیگر نقاط محفوظ مانده است. مردم این ده قریب به اتفاق اهل موسیقی اند و از خاندان های موسیقی، خاندان باقری و قره خانی مشهورند.
هَله هَله
نوعی بازی با آهنگی سنگین است و ممکن است در بازی های قرسه ای پس از دو قرسه اجرا شود.
دستمال بازی
این بازی را امروز کرمانجی ها به یاد ندارند و پیران آن را اجرا می کنند. پاها در این بازی بسیار کوچک برداشته می شود در حالی که رقصنده دستمالی را با یک دست یا دو دست بالی سر و جلوی صورت آهسته می چرخاند.
جانِ مَه
از بازی هایی است که ظلم آبادی ها آن ها را خوب بلدند و سُرنا نوازانی که از این روستا برخاسته اند قادرند ملودی این رقص ها را اجرا کنند. این بازی ها در مراسم جشن و سرور کرمانج های سایر نقاط کم تر اجرا می شوند. بازی با آهنگ سنگین به آرامی اجرا می شود و یا بال و پایین رفتن دست ها همراه است.
ماد(ت) ماتی
به بازی های قرسه ای نزدیک است (سه و شش قرسه) که در ظلم آباد و اسفراین رواج دارند.
اصغرجان
با حرکات کامل متفاوت دست اجرا می شوند. یک دست بر کمر قرار می گیرد و دست دیگر به طرف بال از ساعد حالت خمیده دارد و انگشت ها به همراه مچ به طرف داخل پیچ می خورند و آن را افراد مسن هم اجرا می کنند.
مجسمه
حالتی تقلیدی و شوخی وار دارد و رقصی ست که با قطع شدن صدای دهل و ثابت ماندن ملودی، بازیگر باید در هر حالتی که هست سر جایش بی حرکت بماند و اگر حتی حرکتی کنُدَ از بازی کنار گذاشته می شود. با نواخته شدن دهل و از سر گرفتن سرنا بازیگران به بازی ادامه می دهند. این رقص بین لرها و بختیاری ها نیز رایج است و به نظر می آید از لوطی های دیگر نقاط اخذ شده باشد (عاشق کریم باقری کهن ترین سرنا و قُشمه نواز ظلم آباد آن را خیلی قدیمی نمی داند(
سربازی
سربازهاست که با حرکات « قدم رو » و « رژه » سربازی رقصی به تقلید از حرکات مقطع دست و پا اجرا می شود.
3. رقص های سایر اقوام
یک چوبه و دو چوبه
همان بازی اصیل تربت جامی (شرق خراسان) است که با چرخش و بریدن به سوی بالی همراه است و مشخصه ی آن استفاده از یک چوب در بازی یک چوبه و دو چوب در بازی دوچوبه است. این بازی با حرکات خروس جنگی، جنگ و گریز و حمله و دفاع به صورت ایستاده، خوابیده و نشسته اجرا می شود. ملودی این بازی ها تفاوت چندانی با بازی های یک چوبه ودو چوبه ی تربت جام ندارد و لحن و رنگی کرمانجی به خود گرفته است. قُشمه نوازان به سختی قادرند نغمه های این دو بازی را بنوازند چرا که ساز اجرایی این دو مقام در همه خراسان سرناست.
کرمانج ها با اسبی چوبی که خود می سازند و آن را با پارچه های رنگی می پوشانند یک و دوچوبه می رقصند. بدین ترتیب که بازیگری به درون اسب چوبی می روند و در حالی که به صورت نیمه اسب نیمه آدم همبازی او ( به اصطلح غلم سیاه) در بیرون از اسب با او ستیز می کند. این بازی در منطقه ی بیهق رواج داشته است.
بلوچی
امروزه کرمانج ها با نوای رقص بلوچی می رقصند که مبین تأثیر موسیقی و رقص های کوچندگان بلوچی شمال خراسان است. آهنگ ها و ترانه های مراسم جشن و سرور هر چند آهنگی مختص رزم است اما در آغاز « باسکه » ، از آهنگ های مراسم عروسی مراسم جشن و سرور اجرا می شود. همچنین نقَره در آغاز رقص های قرسه ای نواخته می شود که به نوعی رقصندگان را برای تشکیل دایره ای رقصی و رقص آماده می سازد.
موسیقی کرمانجی آن گاه که به کلم می آید تغزلی ترین ترانه ها از قومی شیفته ی طبیعت، رنگ، جوشش، عشق و بازی را روایت می کند. ترانه های مراسم شادی منحصر به توصیف معشوق و طبیعت نیست بلکه کرمانج ها تلقی خود از جهان و زندگی و شِکوه از روزگار را بیان می دارند. ترانه ها حدیث نبردها و دادها و بیدادهای این قوم عمیقا تغزلی ست که حماسه را نیز به وادی تغزل می برند.
آنان در حالی که می گویند : هر چه گویم تمام نشدنی است، آتش دل خاموش نمی شود، من همچون خاشاکی در آتش عشق می سوزم و به بلندای کوهستانی فراخ برآمدم بر دست و پای داماد حنا می بندند و آن گاه که از گیسوان یار، بال و پر می سازند و او را که چون چراغی در شب تاریک بر روی پلی می درخشد نظاره می کنند خود را ریگی سرگردان در بیابان غربت می پندارند و می خوانند که چون یوسف به چاه تنگ درافتاده اند و به بهای عشق در بازار برده فروشان به تاراج رفته اند و این در حالی ست که رخت دامادی بر تن می کنند
رقص كردی با زیبایی خاص آئینه ای تمام نما از زندگی گذشته این مردم است كه به صورت زنده در زمان حال در وجود آنان در حركت و جریان است . اگر به ریشه یابی و علل به وجود آمدن این هنر توجه نماییم باید اذعان نمود كه این هنر ریشه در زندگی و كار روزانه مانند كشاورزی ، اعتقادات دینی ، مراسم و جشن های بزرگ ، بازی های محلی ، جنگ و دفاع و حالات روحی و درونی افراد دارد كه به صورت امروزی در آمده است . رقص كردی در تمام نقاط كردستان به خصوص در سنندج و مریوان از غنای زیادی برخوردار است و با وجود سازهای الكترونیكی امروزی ، كم و بیش از سازهای سنتی نیز برای همراهی استفاده می گردد .





![[تصویر: 24610_520.jpg]](http://parsine.com/files/fa/news/1390/7/3/24610_520.jpg)
![[تصویر: 24611_988.jpg]](http://parsine.com/files/fa/news/1390/7/3/24611_988.jpg)
![[تصویر: 24612_922.jpg]](http://parsine.com/files/fa/news/1390/7/3/24612_922.jpg)
![[تصویر: 24614_879.jpg]](http://parsine.com/files/fa/news/1390/7/3/24614_879.jpg)

اگر چه مشغلههای زندگی ماشینی این روزها به زندگی سنتی شهرها و بخشها و روستاها و عشایر مردم استان فارس نیز رسوخ کرده و نوع پوشش را در سراسر استان فارس تحت تاثیر قرار داده است.
اما هنوز پوشش محلی و سنتی در استان فارس خصوصا در بین مردم روستا و عشایر رواج دارد و لباسهای محلی در بسیاری از روستاهای استان فارس به شیوه و شکل سنتی آن دوخته و پوشیده میشود.
یک نمونه از لباسهای محلی و سنتی مردم استان فارس لباس عشایر است. پوشاک زنان عشایر شامل کلاهک، آرخالق، تنبان، پاپوش، روسری، پیراهن، دامن (قر) است که بیشتر در رنگهای بسیار شاد و متنوع و الهام گرفته از طبیعت تهیه میشود.
پوشاک مردان عشایر نیز شامل کلاه، پیراهن، آرخالق، شال کمر، چقه و کپنک است.
یکی از لباس محلی زنانه بویژه لباس عروس در جنوب استان فارس توسط زنان هنرمند شهر "اوز" به نام خوس بافی رونق دارد.
برخی بر این باورند که این لباس توسط تعداد اندکی از زنان هنرمند شهر "اوز" دوخته میشود و صنعت خوس بافی را از کشور هندوستان به اوز آوردهاند.
خوس از الیاف نقرهای تشکیل شده که بافته میشود و از آن برای تزئین شلوار، روسری، کلاه، پیراهن، جلیقه زنان و لباس کودکان استفاده میشود.
اما برخی معتقدند دقیقا مشخص نیست منشا این لباس از کجاست. اگر به لباسهای محلی در جنوب استان فارس از حوالی فیروز آباد تا مناطقی قریب به بستک توجه کنیم همه آنها شامل دامنی بلند و گشاد و پیراهنی بلندکه تا روی باسن میپوشانده است بودهاند.
در خود اوز هم تا یک صد سال پیش از این لباسی شبیه به آن مرسوم بوده و لباس عادی مردم حساب میشده است. ولی آنچه که به رخت گشاد تمایز میبخشد فراوانی زینتآلات و طلاهایی است که با آن آمیخته شده است. زینتهایی که بیشتر با آرایش رقصندگان معابد هندی شبیه است.
از طرفی قیمت بالای کل این لباس حکایت از این دارد که این لباس خاص بوده است و همهگیر شدن استفاده از آن بعدا اتفاق افتاده است. امری که حتی تا حالا هم باقی مانده که همه رخت گشاد ندارند و عده ای در مواقع ضرور از دیگران قرض میگیرند.
یک نمونه از لباسهای محلی و سنتی مردم استان فارس لباس عشایر است. پوشاک زنان عشایر شامل کلاهک، آرخالق، تنبان، پاپوش، روسری، پیراهن، دامن (قر) است که بیشتر در رنگهای بسیار شاد و متنوع و الهام گرفته از طبیعت تهیه میشود.
· کره باغی: کلاه خوص دوزی شده
· دسمال کچه: دستمال حریر سه گوش که زیر گلو بسته می شود
· بَلَ: روسری بزرگ خوص دوزی شیفون
· جُمَ: پیراهن با یقه و سر دست زری دوزی اطلسی
· نِنتای گشاد: دامن بلند اطلسی با حاشیه دوزی نقره و زری
· جُلُوی: تسمه پهن از طلا که زیر گلو و دور سر بسته می شود
· شیخپ: گلوبند بزرگ از طلا و دانه های درشت سنگهای قیمتی
· چنار: یکی ار دایره های بزرگ طلایی از گلوبند
· برگک: آویزهای طلایی کوچکی که به چنار متصل است
· اشرفی: سکه های طلا که در گلوبند است (اشاره به عهد اشرف افغان)
· گًز: میلههای طلایی که در گلوبند است (اشاره به غازی که لقب تیموریان است)
· ماهک: آویز از طلا که پیشانی را می پوشاند
· هَلّ: آویز از مروارید که پیشانی رامی پوشاند
· چُمبُر: دسبند بزرگ طلایی با برجستگی خار مانند
· پتری: حلقه طلایی که به پره بینی بسته می شود
· کُوش سغری: کفش چرمی با نوک باریک و با زنگوله (کفش ساغری)
· میلی: حلقه نقره ای برای زینت مچ پا با دانه های درشت از سنگهای قیمتی
این لباس زیبا حالا به نماد اوز و لارستان بدل شده است.
لباسهای محلی مردان و زنان قشقایی جاذبههای خاصی دارد و آوازه آن تا دوردستها نیز رفته و امروزه به یکی از مهمترین جاذبههای فرهنگی این قوم تبدیل شده است.
ایلاتیها نیز در گذشته دارای آرخالق و شال و کلاههای بدون لبه و نمدی بودهاند و در عصر پهلوی ناچار شدند مثل دیگران لباس یک شکل بپوشند.

پوشش زن و مرد ایرانی ازجمله مسایلی است که از دوران باستان در ایران دارای اهمیت بوده و در شرع مقدس اسلام نیز برآن تأکید بسیار شده است.

پوشش ایرانی از ابتدای تاریخ باستانی این کشور تا کنون دست خوش تحولات جدی نشده و مفهوم پوشش از زمان باستان به این سو در فرهنگ ایرانی حفظ شده است.

کشور ما ایران از لحاظ دستاوردهای مادی ومعنوی بسیار غنی می باشد این دستاوردهای مادی ومعنوی که همان فرهنگ و تمدن یک جامعه نامیده می شوند.

پوشاک بانوان این منطقه پوشاکی خاص است که با تزئینات و هنرهای دستی بانوان کرد همراه است .

اساس وپایه پوشاک این دو ایل یکسان و هماهنگ می باشد ولی پس از طی زمان بعضی از آنها دستخوش دگرگونی شده اند بعنوان مثال شادلوها دراثر معاشرت با شهرنشینان دارای پوشاکی ساده ترازدیگر نواحی شده اند.

پوشاک بانوان این منطقه شامل ۸ تکه اساسی میباشد که عبارتند از : کلاه روسری سربند پیراهن شال کمر پل ارخالق شلوار و کفش البته در لباس بانوان کرد این منطقه گاهی جلیقه نیز دیده شده است .

این تفاوت در لباس مردان کردستان کرمانشاهان و آذربایجان غربی به صفر رسیده و تنها پوشاک مردان شمال خراسان کمی متفاوت از سه ناحیه ذکر شده میباشد .
دختری از قوم باشقیری
دختری از چوکوتکا
دختر اوکراینی در لباس محلی
دختر قرقیزستانی
مردم کومی-ایژموک
دختر ازبک
دختر روستایی روس در لباس زمستانی محلی
رقص اقوام کاباردینو بالکاری در لباس سنتی
دختر اوکراینی
مردم مغول با لباس محلی
دختر روس در لباس قدیمی روسی
مردم تیوا بهنگام رقص در لباس سنتی
مردم گرجی
دختر ترکمن
دختران قزاق در لباس محلی
مردم تاجیک
مراسم عقد جوانان یاکوتیا در لباس محلی
مردم تاتار
اسکیموها
|
1. Har Yad | |
|
7. Chawarwani |
2. Koch u yad |
|
8. Ho kchaka |
3. Are layil |
|
9. Bangm ekaiy |
|
|
10. Tarmai to |
این تفاوت در لباس مردان كردستان كرمانشاهان و آذربایجان غربی به صفر رسیده و تنها پوشاك مردان شمال خراسان كمی متفاوت از سه ناحیه ذكر شده میباشد . لذا لباس مردان كرد به ٢ قسمت تفكیك شده، در بخش اول مردان كرد نشین كردستان, كرمانشاهان و آذربایجان غربی و در بخش دوم لباس مردان شمال خراسان بررسی میشود .